به تن می کنم اینک

لباس کهنه ی مشکی

که مثل خودم رنگ و رو رفته است.

به سر می کنم الآن چادر سیاهم را

که سوگ ، سوگ حسین (علیه السلام) است

هنگامه ای به پاست ، قیامت است.

از راه می رسد کاروان مجلل حسین

زینب پیاده می شود با عزت تمام.

و سکینه موقر است.عباس دلاور است.

اکبر شبیه ترین به پیغمبر خداست.

اصغر خوابیده است ، رقیه نازنین ناز می کند.

و قاسم برگ گل سرخی است که نمی دانم باد او را کجا می برد .

 

شعر از : خانم لطفی


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 آذر 1391برچسب:شعرهای زیبا, شعر , محرم , محیط زیست , امام رمان , جنگ , جنگ نرم,, توسط خانم لطفی

صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد